پيشينه تاريخي

شهر بهاباد که در حاشيه کوير و مجاورت دشت لوت واقع شده، داراي قدمتي ديرين همپاي استان کهنسال يزد است که بارها با قهر طبيعت يا دست جباران ويران و از نو با تلاش و عزم راسخ مردم بنا شده است.

اگر چه تاريخ مبسوطي از آن قبل از دوران صفويه در دست نيست اما بر اساس شواهد و مدارک شهري آباد و پر جمعيت بوده و در بسياري از کتب معتبر قديمي از آبادي و عمارت آن سخن رفته، از جمله مقدسي جغرافي نويس مسلمان در کتاب معروف خود که به تاريخ ۳۷۵ ه-ق نگارش يافته از بهاباد و دهکده پر جمعيتي در سه فرسخي آن به نام قواق نام مي برد و مي نويسد:

و قواف و بهاوذ بينهما ثلاث فراسخ سردسير کله بساتين و هما عامرتان نزيهتان.

(( قواف و بهاباد که بين آنها سه فرسخ فاصله است از نقاط سردسير با باغهاي بسيار و آباد و خوش آب و هوا هستند.))

اما اکنون از قواق يا قواف اثري باقي نمانده ولي بهاباد همچنان پا بر جاست.

وجه تسميه بهاباد را همان آباداني آن ذکر کرده که از دو. واژه ((به)) و ((آباد)) تشکيل شده و چنانچه ((به)) را با فتح تلفظ کنيم به معناي تحسين و به چه آبادي!! مي شود و اگر ((به)) را به کسر بخوانيم معناي آن آبادي بهتر است.

مقدسي در قرن چهارم آن را ((بَهاوَذ)) ثبت تموده که حروف و به ب و ذ به د تبديل شده و با تبديل فتحه به الف، بهَاباذ ضبط نموده است.

گفته مي شود که بهاباد نام ديگري داشته که بعد از ويراني و ساختن آبادي فعلي به بهاباد تغيير نام داده که معناي آن بهتر از آبادي قبلي مي شود.

به نوشته ياقوت در قرن هفتم هجري توتياي بهاباد شهرتي فراگير داشته و به ساير ممالک صادر مي شده است.

در قرن هفتم به نوشته ياقوت، بهاباد جزو استان کرمان بوده و توتيا از صادرات قابل توجه آن استان بوده که در بهاباد و کوهبنان به عمل مي آمده است.

((لسترنج)) مستشرق و ايران شناس انگليسي در کتاب خود تحت عنوان (( جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي)) درباره بهاباد چنين مي نويسد:

در حوالي کوهبنان شهر بهاباد که مقدسي آن را بهاباذ ضبط کرده است واقع شده، مقدسي اين شهر را با قواق دهکده پر جمعيتي در سه فرسخي آنجا با هم ذکر نموده گويد اين دو محل از نقاط سرد سيرند و باغهاي بسيار دارند. بهاباد هنوز هم باقي است اما از قواق در نقشه ها اثري نيست.

ياقوت در قرن هفتم گويد: توتياي کوهبنان و بهاباد و معروف است و به تمام ممالک صادر مي گردد. در قرن چهارم اين دارو از صادرات قابل توجه استان کرمان بوده و مقدسي گويد آن را توتياي ناوداني گويند زيرا قالبهاي بزرگ به شکل انگشتان دست از سفال مي سازند و توتيا را بر آن قالبها مي ريزند تا بدان بچسبد و به همان شکل باقي مي ماند. توتيا را از کوه فراهم مي آورند و آن را مانند آهن در کوره هاي عجيب تصفيه مي کنند.

هم اکنون نيز در يکي از روستاهاي بهاباد قالبهاي سنگيني فراواني يافت مي شود که احتمالاً بقاياي همان معادن توتيا است که به ديگر ممالک صادر و براي معالجه چشم از آن استفاده مي شده است.